یا رادَّ ما قد فاتَ

زخمى كه هفت هفته ى پيش باز بود و گوشت و پوست از آن آويزان بود و حتى تاندون ديده ميشد، امروز ازش يك ردّ صورتى باقى مانده، كه آن هم به مرور كمرنگ تر خواهد شد.
اما راستش را بخواهى انگشتم مثل قبل كار نميكند، خم نمى شود. كارهايى كه قبلا بدون فكر كردن و راحت انجام ميدادم، حالا گير ميكنم. ساده ترين كارها. وقت هايى كه سرد است يا وقتى ضربه ميخورد، عميقا تير ميكشد. ميدانم و مطمئنم كاملا خوب ميشود، اما زمان بر است. پيشرفتِ بهبود، از يك جايى كند ميشود و اين ممكن است نا اميدت كند.
التيام طول ميكشد. طول كشيدنش به اين معنى نيست كه خوب نميشود. زخم رسيدگى ميخواهد. اول بايد بپذيرى كه زخم شده است، بعد بايد تميزش كنى و اگر چيزى داخلش گير كرده درش بياورى و از آلودگى ها پاكش كنى. ترميم و تيمارش كنى. و بيشتر از قبل مراقبش باشى.
البته عمق زخم مهم است. بعضى زخم ها به شاهرگ حيات آدم ميرسد، دردش تا عمق جان ميدود و متلاشى ات ميكند.
باور دارم اين زخم ها هم خوب شدنى است، شايد فقط زمان بيشترى ببرد. لطف پروردگار بسيار موثر تر از عمق هر زخميست. جبران ميكند از دست رفته ها را.
“يا رادَّ ما قد فات، اى بازگرداننده ى از دست رفته ها. ”
سلامت روح و جسمت، اميدت، شور و شوق زندگى ات، آرامشت، مهربانى و انسان دوستى ات، و حتى تمركزت؛ همه را بر ميگرداند. اگر باور داشته باشى که ميتواند. و تنها اوست كه ميتواند.

به اشتراک گذاری:
Facebooktwittergoogle_plus

2 نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *